عاشقانه من و پدرم با خدا

just love god and father

 زندگی رو با تموم خوبیا و بدیاش دوس دارم همیشه فک می کردم اگه دوباره متولد شم دوباره همین مسیر زندگی رو تکرار می کردم از همه جاش راضیم حتی وقتی که مرگ رو داشتم تجربه می کردم یا ته نومیدی بودم الان که نشستم به گذشته نیگا می کنم می بینم همه اون چیزا لازمه و مقدمه یه موفقیت بوده که من اون لحظه  نمی دیدم  ولی انتظار نداشتم..................

که عزیز دلم کسی که تموم زندگیمو تموم تجربه هامو تموم اسرار مگو رو براش گفتم که حداقل اون لازم نباشه تجربه هایی مثه مرگ یا ته نومیدی رو داشته باشه پیش من نقاب بزنه و بخواد منو گول بزنه و اونی نباشه که بود دلم گرفته ...................تو خوب بودی همین


+نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد 1394ساعت16:31توسط hamid | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران